تمام پنجره من خیال اوست

ای یار
که در گریبانت
دوکبوتر توآمان بی تابند
و قلب پاک تو
با لرزش خوش کبوتران
به تنظیم ایقاع و آهنگ جهان برخاسته است
لبانت به طعم خوش صداقت آغشته است
و گرمای مهربان دستت
مرد را مرد می کند
ومن
ایستاده ام
و به نیمه ی کهکشان می نگرم
که درآنسویش
تو
عشق تقدیر می کنی
و من
کامل می شوم
ای زن زن !


ترجمه عبدالحسین فرزاد

 

نوشته شده در دوشنبه ۱ مهر ۱۳۸٧ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ توسط هما نظرات () |


Design By : Night Skin