تمام پنجره من خیال اوست

هنگام عشق‌بازی

دو بال بزرگ روی شانه‌ها می‌روید

و ما پرنده می‌شویم

بالا می‌رویم.

از ابرها بالا می‌رویم

آنجا که افسانه‌های قدیمی ادامه دارد

و خدایان از بالای کوه‌های بلند فرمانروایی می‌کنند.

هنگام عشق‌بازی

ما پرنده می‌شویم

 

از "من گرگ‌ خیال‌بافی هستم"، الیاس علوی

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸٩ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ توسط هما نظرات () |

اردیبهشت نزدیک است
سالگرد سبز آن ترانه سرخ
که در خواب رویاهای من نطفه بست
و در شب باشکوه چشمان تو زاد

یادت می آید چقدر شبیه شکل هم بودند؟
شعرهای من و چشمهای تو
آنقدر که طیران واژه ها
از لب بام لب های لال من
با بال بال پلک های نرم تو
پرواز پروانه ها را در باغ تداعی می کرد
یادت می آید تو به من گفتی:
واقعا شعرت شنیدن دارد
و من به تو گفتم:
نه آنقدر که چشم تو دیدن دارد
و هر دو بر این قافیه خندیدم

واینک اردیبهشت نزدیک است
به زادروز آن ترانه سبز
برایم پیراهنی بفرست
به رنگ دقایق بی قرار‏، در حوالی ساعت پنج عصر
به سادگی سه شنبه ای از اردیبهشت سبز سال پیش
و به بوی کوچه ای گنگ و گیج، از دود عود و از عطر نسیم
بعد از آنی که در خیال خویش
از میان آن گذشته باشی

 

بهروز یاسمی

 

نوشته شده در دوشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٩ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ توسط هما نظرات () |


Design By : Night Skin