تمام پنجره من خیال اوست

می دونی رفیق، بدترین چیز در زندگی اینه که دو ماه خیال پردازی های شیرین آدم در یک لحظه خراب شه. امروز دقیقا همین بلا سر من اومد.

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٩ تیر ۱۳۸٩ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ توسط هما نظرات () |

در تمام زندگی‌ام از آدمایی که کارها رو به صورت فس فس! انجام می‌دن، بیزار بوده‌ام و از همکاری یا همراهی با این آدما واقعا زجر کشیده‌ام. حالا تصور کنین که کمتر از سه هفته تا تموم کردن کاری وقت دارم، خودم به شدت همه کارها رو برنامه‌ریزی کرده‌ام که سر deadline کار رو تحویل بدم اما از بد روزگار کارم افتاده به یکی از این آدمایی که با سرعت مورچه کارها رو انجام می‌دن. جالب اینجاست که این یکی، بی‌مسئولیتی و بی‌عرضگی‌اش در handle کردن امور رو به حساب دقتش در انجام کارها و مسئولیت‌‌های بی‌شمارش می‌ذاره.

یکی نیست به‌اش بگه عزیزم، وقتی انقدر مسئولیت شما زیاده، چرا صبح ساعت 10/5 تشریف می‌آرید، ظهر به مدت یک ساعت از شرکت خارج می‌شید تا فرزند دلبندتون رو از مهد کودک به منزل ببرید، ساعت دو برای یک جلسه مهم که نتیجه‌اش هیچ اثری در حل هیچ مشکلی نداره باز از شرکت خارج می‌شید و پس از پایان جلسه هم به منظور رفع خستگی از یک روز کار طاقت فرسا و تجدید انرژی برای فردا از محل جلسه یک‌راست به منزل تشریف می‌برید؟

باور کنید این عینا برنامه کاری تمام روزهای هفته این خانمه. فقط جایی که فرزندشون رو می‌برن یک روز در میون بین منزل و دکتر switch می‌کنه و مکان جلسات هم متغیره.

با ویژگی‌های فردی این شخص حسابی آشنا شدید؟ حالا از توانایی‌های فنی و تخصصش بشنوید.

در تمام گزارشایی که از تمام پروژه‌های جاری شرکت برای بازخوانی و نظرخواهی به ایشون ارجاع داده می‌شه، ایشون (پس از دو هفته انتقال مداوم گزارشات بین منزل و محل کار) سرانجام یک سری اصلاحاتی نظیر تبدیل "است" به "شد" یا "گردید" و تغییر محل نقطه و ویرگول اعمال می‌کنن. البته ایشون به رعایت فاصله و نیم‌فاصله و محل مناسب اونها هم به شدت حساس‌اند. ناگفته نمونه که محض خالی نمونده عریضه از اظهارنظرهای علمی، ایشون در انتهای گزارش هم، یادداشتی مبنی بر مخالفت خود با کل روند کار، چارچوب‌های نظری یا پایه‌های فنی موضوع می‌نویسن. کارشناس مربوطه در این مرحله هر چقدر تلاش کنه تا از موضع خودش دفاع کنه هیچ فایده‌ای نداره و ایشون با یک لبخند ملیح همچنان بر نظرات بی‌پایه و اساس خودش تاکید می‌ورزه. بنابراین در اکثر موارد کل فرآیند باید از ابتدا مطابق نظر ایشون تکرار بشه و پس از گذشت چند روز این سیکل به مرحله نظرخواهی می‌رسه. به‌خاطر همین دقت نظر، پافشاری بر موضع و صد البته نظرات علمی و فنی ایشون بیشتر پروژه‌ها با تاخیر یک تا سه ساله و بدون هیچ نتیجه خاصی تموم می‌شه.

این وسط، من هر چی به ذهنم فشار می‌آرم، نمی‌فهمم این خانم به خاطر کدوم شایستگی‌ یا ویژگی خاصش مدیر شده و اینکه تا حالا این سمت رو حفظ کرده، دقیقا نتیجه کدوم کارشه؟!

نوشته شده در یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸٩ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ توسط هما نظرات () |

اگر سی سال پیش پرسیده بودی
از هر آستینم برایت
چند تعریف آماده و کامل
که مو لای درزش نرود
بیرون می‌کشیدم


در این سن وسال اما
فقط می‌توانم دستت را
که هنوز بوی سیب می‌دهد بگیرم
و بازگردانمت به صبح آفرینش


از پروردگار بخواهم
به جای خاک و گل
و دنده ی گمشده‌ی من
این‌بار قلم‌مو به دست بگیرد
و تو را به شکل آب بکشد
رها از زندان پوست
و داربست استخوان‌هایت
و مرا
به شکل یک ماهی خونگرم
که بی‌تو بودنش مصادف
با هلاکت بی برو برگرد.


عباس صفاری

نوشته شده در شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٩ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ توسط هما نظرات () |


Design By : Night Skin