تمام پنجره من خیال اوست

ازچشمها
دستها
از گلوي تو
از گفتگوها و گلهايت
دور افتاده ام
آنچنان كه تو از يادهاي آن همه سال
و دورتر
آنچنان كه انگشت كوچكت از شمارش سنين زخم هايم
وه!
دست هايم براي تو
چشمانم براي تو
دنياي كوچك زمزمه هام
رفتار زنده زبان آب ها و
كودكي هايم...كودكي هايم
كودكي هاي آن همه اشاره از تبسم و ترديد
با آن شراره شيفته اي كه
رخساره شبي را بي پرده مي كند
و از آن همه
يا اين همهمه
هر چه كه هست و يا هر چه كه هستم
براي توست
براي تو كه از گريه ها و گفتگوهايم دور مانده اي ...دور 


سيد علي صالحي

نوشته شده در یکشنبه ٢ دی ۱۳۸٦ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ توسط هما نظرات () |


Design By : Night Skin